على ربانى گلپايگانى

320

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

و پاسخ مكانيكى بدان دادند » « 1 » . در اين‌جا لازم است دو مطلب را از يكديگر جدا نمائيم : 1 - علت فاعلى و غائى درمورد اجرام صغار . 2 - علت فاعلى و غائى درمورد اجسام طبيعى و نباتى و حيوانى پديد آمده از تركيب اجرام صغار . مطالبى كه به‌عنوان نظريه ذيمقراطيس ( اثبات يا نفى اتفاق ) گفته مىشود ، ناظر به مطلب دوم است ، و در اين مورد چنين به نظر مىرسد كه وى علت غائى را ( در خصوص اجسام طبيعى نه نباتى و حيوانى ) نفى نموده است و باتوجه به اينكه حركت و تصادم خود به خودى آن اجرام صغار را مبدء پيدايش اجسام مركب مىداند ، لازمه‌اش نفى علت فاعلى ( و اكتفاء نمودن به علت مادى ) است . گويا شيخ هم از كلام ذو مقراطيس همين مطلب را استفاده كرده است و به همين جهت در رد نظريهء اتفاق هم به علت فاعلى نظر دارد و هم به علت غائى ولى حكيم سبزوارى تنها به علت فاعلى توجه نموده و گفته است : و ليس فى الوجود الاتفاقى * اذ كل ما يحدث فهو راقى لعلل بها وجوده وجب * يقول الاتفاق جاهل السبب شيخ در پاسخ به كلام ذيمقراطيس مىگويد : « آنچه از نادرستى سخن وى پرده برمىدارد اين است كه ماهيت اتفاق را بيان كنيم و آن عبارت است از غايت عرضى نسبت به امرى طبيعى يا ارادى يا قسرى ، و حركت قسرى هم به طبيعت و اراده منتهى مىگردد ، زيرا قسر نمىتواند تا بىنهايت استمرار يابد ، پس طبيعت يا اراده بر اتفاق تقدم دارند ، پس سبب اوّل براى عالم ( اجسام مركبه ، جماد ، نبات ، حيوان ) طبيعت يا اراده است » . اين عبارات ناظر به دو مطلب است : يكى اينكه فاعل ( مباشر ) تحولات و تركيباتى كه در عالم اجسام تحقق

--> ( 1 ) همان ، ص 144 - 143 .